محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
292
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرك را نمىبخشايد و هيچ طاعتى را از مشركان نمىپذيرد : « بگو من هم مثل شما بشرى هستم و [ لى ] به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هركس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچكس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد . » « 1 » 2 - ( أو يشفي غيظه بهلاك نفس ) شارحان منظور از هلاك را كشتن انسانهاى بىگناه دانستهاند « 2 » و برخى از آنها به اين آيه استناد كردهاند : و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مىگيرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است . « 3 » اين تفسير ، از عبارت آيه دور نيست ولى بهتر آن است كه هلاك را اعم از هرگونه تجاوز و تعدى به زندگى انسانها بدانيم كه در اين صورت شامل هرگونه آزار و اذيتى در زندگى اقتصادى ، اجتماعى و . . . انسانها مىشود . 3 - ( أو يعرّ بأمر فعله غيره ) اين بند اشاره به كسانى دارد كه گناه ديگرى را به گردن ديگرى مىاندازند : « و هركس خطا يا گناهى مرتكب شود
--> ( 1 ) . قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً كهف / 18 : 110 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 9 / 161 ؛ شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 42 . ( 3 ) . وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً نساء / 4 : 93 .