محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
289
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
أو يعرّ بأمر فعله غيره أو يستنجح حاجة إلى النّاس بإظهار بدعة في دينه أو يلقى النّاس بوجهين أو يمشي فيهم بلسانين اعقل ذلك فإنّ المثل دليل على شبهه . إنّ البهائم همّها بطونها و إنّ السّباع همّها العدوان على غيرها و إنّ النّساء همّهنّ زينة الحياة الدّنيا و الفساد فيها إنّ المؤمنين مستكينون إنّ المؤمنين مشفقون إنّ المؤمنين خائفون . ( 4 ) » ترجمه از واجبات قطعى خدا در قرآن حكيم كه برآن پاداش و كيفر مىدهد ، و به خاطر آن خشنود شده يا خشم مىگيرد ، اين است كه اگر انسان يكى از صفات ناپسند را داشته و بدون توبه خدا را ملاقات كند ، هرچند خود را به زحمت اندازد ، يا عملش را خالص گرداند فايدهاى نخواهد داشت و آن صفات ناپسند اينكه : شريكى براى خداوند در عبادات واجب برگزيند ، يا خشم خويش را با كشتن بىگناهى فرونشاند ، يا بر بىگناهى به خاطر كارى كه ديگرى انجام داده عيبجويى كند ، يا به خاطر حاجتى كه به مردم دارد بدعتى در دين خدا بگذارد ، يا با مردم به دو چهره ملاقات كند ، و يا در ميان آنان با دو زبان سخن بگويد . در آنچه گفتم نيك بينديش كه هر مثال را همانند فراوان است . همانا تمام حيوانات در تلاش پر كردن شكمند ، و درندگان در پى تجاوز كردن به ديگران ، و زنان بىايمان تمام همّتشان آرايش زندگى و فسادانگيزى در آن است ، امّا مؤمنان فروتنند ، همانا مؤمنان مهربانند ، همانا مؤمنان از آينده ترسانند .