محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
283
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نمىبندد و به جانب ديگرى تمايل دارد مخالفت كن و او را با آنچه براى خود پسنديده رها كن . فخرفروشى را واگذار ، و از مركب تكبّر فرود آى . به ياد قبر باش كه گذرگاه تو به سوى عالم آخرت است كه همانگونه به ديگران پاداش دادى به تو پاداش مىدهند و آنگونه كه كاشتى ، درو مىكنى . آنچه امروز ، پيش مىفرستى ، فردا برآن وارد مىشوى ، پس براى خود در سراى آخرت جايى آماده كن ، و چيزى پيش فرست . اى شنونده هشدار ، هشدار ، اى غفلتزده بكوش ، بكوش « هيچكس جز خداى آگاه تو را باخبر نمىسازد . » واژهشناسى جلابيب : جمع « جلباب » به معناى پيراهن و پوشش . الوطر : نياز و حاجت . الجد : در صورت مفتوح بودن جيم به معناى پدربزرگ و در صورت مكسور بودن ، تلاش و كوشش و در صورت مضموم بودن به معناى بهره است . الجدد : زمين هموار و نيز به راه روشن گفته مىشود . أنعم الفكر : تامل و دقت بنما . ساختار ادبى و نفسى : مفعول « أحذّركم » ست . كما : « ك » به معناى مثل و صفت مفعول مطلق محذوف است . « ما » مصدريه است . الحذر : مفعول مطلق براى فعل محذوف « إحذر » است .