محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

276

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فتنه برحذر داشت و به او فرمود تو را به خدا سوگند مىدهم كه نگذار نخستين رهبر كشته‌شده اين امت باشى كه اگر چنين شود ، كشتار تا قيامت در بين اين امت ادامه خواهد يافت . « 1 » ( و إنّما الأئمّة قوّام اللّه على خلقه ) امامان خلفاى خداوند بر زمين و رحمتى از سوى خداوند به آفريده‌هايش است . ( و عرفاؤه على عباده ) آنان امور مردم را برپايه رحمت و برابرى اداره مىكنند ؛ چرا كه خداوند آنان را از روى رحمت به بندگان ارمغان داده است . از اين‌روى خداوند ، آنان را به خويش پيوند داده و طاعتشان را بر همگان لازم ساخته است ؛ البته به شرطى كه مردم از وحى و فرمان خداوند ، اطاعت كرده و نيكىها را به‌جاى آورند و نماز و زكات به پا دارند و خدا را از روى حق و راستى بپرستند و تنها براى او و نه براى ثروت و مقام تلاش كنند : « و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند . » « 2 » ( و لا يدخل الجنّة إلّا من عرفهم ) بهشت از راه فرمان‌بردارى از امامان به دست مىآيد . خداوند مىفرمايد : « ياد كن روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان فرامىخوانيم ؛ پس هركس كارنامه‌اش را به دست راستش دهند آنان كارنامه خود را مىخوانند و به قدر نخك هسته خرمايى به آنها ستم

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 69 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 9 / 262 ؛ تاريخ طبرى : 3 / 376 . ( 2 ) . وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ انبياء / 21 : 73 .