محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
271
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بىهمتايى خداوند مىشمارى ؟ امام عليه السّلام پاسخ مىدهد كه ساختمان غير از سازنده آن است و علت غير از معلول است ؛ چراكه يكچيز ممكن نيست از يك جهت هم اثركننده و هم اثرپذير باشد . ( الأحد بلا تأويل عدد ) خداوند ، با هيچكس ديگرى تثنيه يا جمع بسته نمىشود ؛ زيرا او دومى ندارد . ( و الخالق لا بمعنى حركة و نصب ) حركت و خستگى از لوازم اجسام است و خداوند منزه از جسمانى بودن است . او تنها با اراده خويش هرچه بخواهد پديد مىآورد . ( و السّميع لا بأداة و البصير لا بتفريق آلة ) علم خداوند ذاتى است و براى آگاهى نياز به ابزار ديدن و شنيدن ندارد . شيخ محمد عبده مىگويد : « منظور از « تفريق » در فرمايش امام عليه السّلام باز و بسته كردن پلكها است . » « 1 » منظور آن است كه انسان براى ديدن ناگزير به جدا ساختن پلكها از يكديگر است و خداوند چنين نيست . معناى موردنظر عبده دور از ذهن نيست . ( و الشّاهد لا بمماسّة ) منظور از شاهد ، افراد حاضر است و « مماسّة » به معناى جسم است . خداوند با علم خويش همراه همگان است و قدرت او بدون نياز به لمس كردن و حلول كردن در پديدهها فراگير است و همه موجودات را شامل مىشود . ( و البائن لا بتراخي مسافة ) خداوند در ذات و صفات خويش ، از آفريدههايش گسسته است و اين گسستن ، مكانى نيست . برخى از متصوفه گمان مىكنند كه خداوند ، از راه رياضت در آنها حلول كرده است كه اين سخن جاى بسى شگفتى دارد . ( و الظّاهر لا برؤية ) خداوند از راه
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 2 / 40 .