محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

248

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بنا نهادند . آنان كانون هر خطا و گناه ، و پناهگاه هر فتنه‌جو شدند كه سرانجام در سرگردانى فرورفته و در غفلت و مستى به روش و آيين فرعونيان در آمدند يا از همه بريده و دل به دنيا بستند و يا پيوند خود را با دين گسستند . واژه‌شناسى الغير : حوادث و گرفتارىهاى روزگار . إخلولق الأجل : هنگامه كار يا رخدادى نزديك شد و رو به پايان است . أشالوا : از ريشه « شالة » به معناى بلند كردن دم شتر . لقحت الحرب : آتش جنگ برافروخته شد . الولائج : جمع « وليجة » و به نزديكان و اطرافيان گفته مىشود . همچنين به نيت و اسرار پنهانى افراد گفته مىشود . الغمرة : در اين‌جا منظور شدت و سختى است . ماروا : آشفته و نگران شدند . ساختار ادبى معادن : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هم معادن » . على سنّة آل فرعون : جار و مجرور و متعلق به محذوف است و حال براى فاعل « ذهلوا » قرار مىگيرد . من منقطع : بدل براى « آل فرعون » است .