محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

233

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

للمعتبرين من المنطق البليغ و القول المسموع . و داعي لكم و داع امرى مرصد للتّلاقي ! غدا ترون أيّامي ، و يكشف لكم عن سرائري ، و تعرفونني بعد خلوّ مكاني و قيام غيري مقامي . » ترجمه اى مردم هركس از مرگ بگريزد ، به هنگام فرار آن را خواهد ديد . اجل سرآمد زندگى ، و فرار از مرگ رسيدن به آن است . چه روزگارانى كه در پى گشودن راز نهفته‌اش بودم ؛ اما خواست خداوند جز پنهان ماندن آن نبود ، هيهات كه اين ، علمى پنهان است . امّا وصيّت من نسبت به خدا ، آن‌كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد ، و نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اين است كه سنّت و شريعت او را ضايع نكنيد . اين دو ستون محكم را برپا داريد و اين دو چراغ را فروزان نگهداريد و تا آن زمان كه از حق منحرف نشده‌ايد ، سرزنشى نخواهيد داشت كه براى هركس به اندازه توانايى او وظيفه‌اى تعيين گرديده و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفيف داده شده است زيرا كه : پروردگار رحيم ، و دين استوار ، و پيشوا آگاه است . من ديروز رهبر شما بودم و امروز مايه پند و عبرت شما هستم ، و فردا از شما جدا خواهم شد ، خدا شما و مرا بيامرزد . اگر از اين ضربت و در اين لغزشگاه نجات يابم كه حرفى نيست ، امّا اگر گام‌ها بلغزد و از اين جهان بروم ، ما نيز چون ديگران در سايه شاخسار درختان ، مسير وزش باد و باران ، و زير سايه ابرهاى متراكم آسمان پراكنده مىشويم و آثارمان در روى زمين نابود خواهد شد . من از همسايگان شما بودم كه چندروزى در كنار شما زيستم ، و به زودى از من جز جسدى بى روح و ساكن پس از آن‌همه تلاش ، و خاموش پس از آن‌همه گفتار ، باقى