محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
200
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فرمود و رسيد تا آنجا كه بايد برسد . در هرجا كه لازم بود طلوع كرد و ما بر وعده پروردگار خود اميدواريم كه او به وعده خود وفا مىكند و سپاه خود را يارى خواهد كرد . جايگاه رهبر چونان ريسمانى محكم است كه مهرهها را متّحد ساخته به هم پيوند مىدهد و سپس هرگز جمعآورى نخواهند شد . عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندك ، امّا با نعمت اسلام فراوانند و با اتّحاد و هماهنگى عزيز و قدرتمندند . پس چونان محور آسياب ، جامعه را به گردش درآور و با كمك مردم ، جنگ را اداره كن ؛ زيرا اگر تو از اين سرزمين بيرون شوى ، مخالفان عرب از هر سو تو را رها كرده و پيمان مىشكنند ؛ چنانكه حفظ مرزهاى داخل كه پشت سر مىگذارى مهمتر از آن باشد كه در پيش روى خواهى داشت . واژهشناسى النّظام : نخى كه دانههاى تسبيح پيرامون آن گرد مىآيند . عذافير : نواحى و اطراف و در اينجا منظور همه اجزا و بخشهاى يك چيز است . قطب القوم : سرور و سرپرست قوم . شخصت : خارج شد . عورات : جمع « عورة » و به معناى شكاف در استحكامات يك كشور . ساختار ادبى حيث طلع : « حيث » محلا مجرور است و عامل جر آن من مقدر است . يجمعه : حال براى « نظام » است .