محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
179
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
به عذاب خويش مبتلا مگردان . اى مهربانترين مهربانها بار خداوندا به سوى تو آمديم از چيزهايى شكايت كنيم كه بر تو پنهان نيست و اين هنگامى است كه سختىهاى طاقتفرسا ما را بيچاره كرده و خشكسالى و قحطى ما را به ستوه آورده و پيشآمدهاى سخت ما را ناتوان ساخته و فتنههاى دشوار ، كارد به استخوان ما رسانده است . بار خداوندا از تو مىخواهيم ما را نوميد برمگردانى و با اندوه و نگرانى به خانههايمان بازنفرستى و گناهانمان را به رخمان نكشى و اعمال زشت ما را مقياس كيفر ما قرار ندهى . خداوندا باران رحمت خود را بر ما ببار و بركت خويش را بر ما بگستران و روزى و رحمتت را به ما برسان و ما را از بارانى سيراب فرما كه سودمند و سيرابكننده و روياننده گياهان باشد و آنچه خشك شده دوباره بروياند و آنچه مرده است زنده گرداند . بارانى كه بسيار پرمنفعت ، روياننده گياهان فراوان كه تپهها و كوهها را سيراب و در درهها و رودخانهها ، چونان سيل جارى شود . درختان را پربرگ نمايد و نرخ گرانى را پايين آورد ، همانا تو بر هرچيز كه خواهى توانايى . واژهشناسى الأستار : در اينجا به معناى خانهها است . السنين : جمع « سنة » به معناى قحطى و خشكسالى است . أجاءتنا : نزد ما آمد . المقاحط : جمع « مقحط » به معناى مكان يا زمان قحطى است . واجمين : عبوس و گرفته . لا تخاطبنا بذنوبنا : با ما بسان گنهكاران رفتار نكن .