محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

163

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اين سخن خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را نشنيده‌اى كه مىگويد : « و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‌ايم و تو وكيل آنان نيستى . » « 1 » « از حساب آنان چيزى بر عهده تو نيست و از حساب تو [ نيز ] چيزى بر عهده آنان نيست تا ايشان را برانى و از ستمكاران باشى . » « 2 » و چه مىدانى شايد آن‌كه بر او خرده مىگيرى و خوارش مىشمارى بهتر از هزار روزه‌دار و نمازگزار باشد . عارفى مىگويد : « بر گناه برادرت خرده مگير ؛ شايد خداوند به سبب آن گناه به او دارويى بچشاند كه دردى را درمان كند كه در توست و خود از آن آگاه نيستى . » « 3 » ( فليكفف من علم منكم عيب غيره لما يعلم من عيب نفسه و ليكن الشّكر شاغلا له على معافاته ممّا ابتلي به غيره ) اگر در تو عيبى هست تلاش كن تا از آن رهايى يا بى و اگر از هر عيبى به دور هستى خدا را به سبب اين نعمت سپاسگزار باش كه مانند آن نعمتى نيست .

--> ( 1 ) . وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ انعام / 6 : 107 . ( 2 ) . ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ انعام / 6 : 52 . ( 3 ) . نزديك به اين مضمون در منابع زير آمده است : كنز العمال : 3 / 838 ح 8900 ؛ كشف الخفاء : 2 / 265 ح 2544 ؛ الهداية الكبرى : 54 .