محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

150

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

حكومت به كسى ظلم نمىكند و چيزى از چيزى نمىترسد و خونريزى نمىشود . » « 1 » ( فيريكم كيف عدل السّيرة ) عدالت را با بازپس‌گيرى حق و نابود كردن باطل ، آشكار مىسازد . در روايتى آمده است : « بديها در دوران قائم نابود مىشوند و دانشها آشكار مىشوند . » « 2 » ( و يحيي ميّت الكتاب و السّنّة ) مردم را به قرآن و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رهنمون مىسازد و حال‌آن‌كه پيش از اين در اجراى دين سستى مىكردند و از حد مىگذشتند . ( كأنّي به قد نعق بالشّام و فحص براياته في ضواحي كوفان ) نمىدانيم كه مقصود او از اين سخن كيست . . . ولى ابن ابى الحديد و ديگران مىگويند : او عبد الملك بن مروان است كه احتمال دورى نيست . امام عليه السّلام به مردم شام خبر داد كه مردى آشكار خواهد شد و به سرزمينشان لشكركشى خواهد كرد . آن لشكر به كوفه و اطراف آن وارد مىشوند . عبد الملك در شام ظهور كرد و عراق را با لشكرش غارت كرد و مصعب بن زبير را در حومه كوفه كشت . همچنين عبد الرحمان بن اشعث و بسيارى از مسلمانان را به قتل رساند . « 3 » ( فعطف عليها ) يعنى پس از تعدى به اطراف كوفه ، به آن پا گذاشت . ( عطف الضّروس ) كنايه از ستم و بىعدالتى عبد الملك است . ( و فرش الأرض بالرّءوس ) زمين را با سرها پوشاند . ( قد فغرت فاغرته ) دهان را براى گاز گرفتن و دريدن

--> ( 1 ) . « لا يظلم في هذه الدولة احد احدا ، و لا يخاف شي من شي ، و لا يراق محجمة دم » الغيبة ، نعمانى : 284 ؛ الارشاد ، شيخ مفيد : 2 / 17 ؛ بحار الانوار : 52 / 358 ح 123 ؛ سنن ترمذى : 95 ؛ عقد الدرر : 63 ؛ ميزان الاعتدال : 3 / 498 ح 7302 ؛ تهذيب التهذيب : 9 / 78 ح 116 . ( 2 ) . « ان عهد القائم بالامر تختفي فيه الاشرار ، و تظهر الاخبار » عقد الدرر : 151 ؛ الفتن ، نعيم بن حماد : 98 . ( 3 ) . نك : شرح ابن ابى الحديد : 9 / 46 .