محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
105
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
عمله فاهتبلوا هبلها و اعملوا للجنّة عملها فإنّ الدّنيا لم تخلق لكم دار مقام بل خلقت لكم مجازا لتزوّدوا منها الأعمال إلى دار القرار فكونوا منها على أوفاز و قرّبوا الظّهور للزّيال . » ترجمه خدا را ستايش مىكنيم برآنچه گرفته ، و آنچه بخشيده ، و بر نعمتهايى كه عطا كرده و آزمايشهايى كه انجام داده است . خداوندى كه بر هرچيز پنهانى آگاه و در باطن هرچيزى حضور دارد ، به آنچه در سينههاست آگاه و برآنچه ديدهها دزدانه مىنگرد داناست . گواهى مىدهم كه خدا يكى است و جز او خدايى نيست و گواهى مىدهم كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله برگزيده و فرستاده اوست ؛ آن گواهى كه با او درون و بيرون ، قلب و زبان ، هماهنگ باشد . به خدا سوگند ، اينكه مىگويم بازى نيست ؛ جدّى و حقيقت است ؛ دروغ نيست و آن چيزى جز مرگ نيست كه بانگ دعوت كنندهاش رساست و به سرعت همه را مىميراند . پس انبوه زندگان و طرفداران ، تو را فريب ندهند . همانا گذشتگان را ديدى كه ثروتها اندوختند و از فقر و بيچارگى وحشت داشتند و با آرزوهاى طولانى فكر مىكردند در امانند و مرگ را دور مىپنداشتند . ديدى كه چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد و آنان را از وطنشان بيرون راند و از خانه امن كوچشان داد كه بر چوبه تابوت نشستند و مردم آن را دستبهدست مىكردند و بر دوش گرفته و با سر انگشت خويش نگاه مىداشتند . آيا نديديد آنان را كه آرزوهاى دور و دراز داشتند و كاخهاى استوار مىساختند و مالهاى فراوان مىاندوختند . چگونه خانههايشان گورستان شد و اموال جمعآورىشدهشان تباه و پراكنده و از آن