محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

81

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و لقد بلغنى أنّكم تقولون : علىّ يكذب ، قاتلكم اللّه تعالى ! فعلى من أكذب ؟ أعلى اللّه ؟ فأنا أوّل من آمن به ! أم على نبيّه ؟ فأنا أوّل من صدّقه ! ) شيخ محمد عبده مىگويد : « فراوان پيش مىآمد كه امام عليه السّلام يارانش را از امورى آگاه مىساخت كه خود نمىدانستند . منافقان مىگفتند كه او دروغ مىگويد . همان‌طورى كه آنان به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز همين را مىگفتند : « مىگويند اين ساحرى شياد است » « 1 » امام عليه السّلام به آنان پاسخ مىدهد كه من نخستين كسى هستم كه ايمان آوردم ؛ پس چه‌طور ممكن است بر خدا يا پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله دروغ بندم ؟ » « 2 » ( لكنّها لهجة غبتم عنها ، و لم تكونوا من أهلها ) شما نمىفهميد كه چه مىگويم ؛ زيرا از خردمندان نيستيد و دلهايتان به نور خدا روشن نگشسته است . ( ويل امّه كيلا به غير ثمن ! لو كان له وعاء ) مادر كسانى كه على عليه السّلام را به دروغگويى متهم مىكنند ، به عزايشان بنشيند . امام عليه السّلام دانش را بدون پاداش به كسى كه اهلش باشد ، ارمغان مىدهد . عبد الكريم خطيب مىگويد : « هيچ كس به اندازه على عليه السّلام يار و همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نبوده است . او بيش از سى سال با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و هيچ كس ديگرى از مسلمانان به اين اندازه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نبوده است . افزون بر آن ، او در همه سختىها و خوشىها با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و باز افزون بر آن ، گوشهايش هميشه آماده شنيدن فرمايشهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و دلش همواره به دور از غفلت بود و دانش و حكمت بر وجودش سنگينى مىكرد و روحى صاف و شفاف داشت . » « 3 » همچنين خطيب مىافزايد : « على عليه السّلام

--> ( 1 ) . وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ ص / 38 : 4 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 1 / 119 . ( 3 ) . علىّ بن أبى طالب عليهما السّلام ، بقيّة النبوّة و خاتم الخلافة : 85 .