محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
65
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
امام عليه السّلام در اين سخنان خود ، صرفا مىخواهد استدلال قريش در اينكه آنان از خانواده و قبيله پيامبرند ، باطل سازد و اما ديدگاه واقعى امام عليه السّلام را در اين حديث مىخوانيم : « شگفتا ! خلافت را بر پايه صحابى بودن و خويشاند بودن تعيين مىكنند ! « 1 » . . . جانشين محمد صلّى اللّه عليه و آله ، كسى است كه فرمانبردار خدا باشد ، هرچند از خون و ريشه ديگرى باشد و دشمن محمد صلّى اللّه عليه و آله كسى است كه نافرمانى خداوند كند ، هرچند خويشاوندش باشد . » « 2 » بررسى درگيريهاى درون سقيفه درباره خلافت نشانگر آن است كه اختلاف مهاجران و انصار ناشى از مصالح شخصى و دنياخواهىشان بود . مهاجران به خويشاوندى خود با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله استدلال مىآوردند و انصار به افتخار پناه دادن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . . . و اما مصلحت اسلام و مسلمانان در گفتههاى هيچ يك از دو طرف ديده نمىشد . . . از اين روى ، كسانى كه زندگى بدون داد و مساوات را تاب نمىآوردند ، با خلافت خلفا مخالفت كردند . قرآن كريم نيز نام گروهى از مردم را مستضعفان نهاده و به آنها دستور داده كه با نيرومندان و سركشان جهت دستيابى به آزادى بجنگند : « چرا شما در راه خدا و براى نجات مردان و زنان و كودكان مستضعف نمىجنگيد ؟ » « 3 » اين گروه از مستضعفان ، از پيشگامان ورود به اسلام بودند و نيز قوىترين و سختكوشترين سربازان اسلام بودند و رنجهاى فراوان در راه آن متحمل
--> ( 1 ) . « وا عجباه أ تكون الخلافة بالصّحابة و القرابة » حكمت : 189 . ( 2 ) . « إنّ وليّ محمّد من أطاع اللّه و إن بعدت لحمته و إنّ عدوّ محمّد من عصى اللّه و إن قربت قرابته » حكمت : 95 . ( 3 ) . نساء / 4 : 75 .