محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
614
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه خداوندا كوههاى ما از بىآبى شكاف خورده و زمين ما غبارآلود و دامهاى ما در آغلهاى خود سرگردانند و چون زن بچه مرده فرياد مىكشند و از رفتوآمد بىحاصل بهسوى چراگاهها و آبشخورها ، خسته شدهاند . بار خدايا بر ناله گوسفندان و فرياد و آه شتران ماده رحمتآور . خدايا به سرگردانى آنها در راهها و نالههايشان در خوابگاهها رحمت آور . بار خدايا هنگامى به سوى تو بيرون آمديم كه خشكسالى پياپى هجوم آورده و ابرهاى پر باران از ما پشت كرده و خشك و نامهربان بدون بارش قطرهاى باران گذشتند . خدايا تو اميد هر بيچاره و حل كننده مشكلات هر طلب كننده مىباشى ، خدايا تو را مىخوانيم ، در اين هنگام كه همه نااميد شدهاند و ابر رحمت بر ما نمىبارد و حيوانات ما نابود گرديدند ، ما را به كردار ما عذاب نكنى و به گناهان ما كيفر ندهى . خدايا رحمت خود را با ابر پرباران و بهار پر آب و گياهان خوشمنظر شاداب بر ما نازل فرما ، بارانى درشت قطره بر ما فرو فرست كه مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما بازگرداند . خدايا ما را با بارانى سيراب كن كه زنده كننده ، سيراب سازنده ، فراگير و به همهجا رونده ، پاكيزه و بابركت ، گوارا و پرنعمت ، گياه آن بسيار ، شاخههاى آن به بار نشسته و برگهايش تازه و آبدار باشد تا با چنان بارانى بنده ناتوان را توان بخشى و شهرهاى مردهات را زنده سازى . واژهشناسى انصاحت : شكاف برداشت يا خشك شد . اغبرّت السماء : آسمان دگرگون شد .