محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
61
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
را از هر طرف فرود آورده و در يك جا جمع نكنيد . ( و نافحوا بالظّبا ) دشمنانتان را با شمشير بزنيد . ( و صلوا السيوف بالخطا ) اگر شمشيرهايتان به هدف نمىرسد به پيش گام برداريد و از چيزى نهراسيد . اين تذكّرات در آن دوره بسيار ضرورى بود ؛ زيرا جنگ به صورت رودررو و تنبهتن همانند ورزش كشتى و بوكس صورت مىگرفت . اما امروز نيرو و ابزارهاى جنگى از علم و تكنولوژى نشات مىگيرد نه از بدن و عضلاتش . ( و أعلموا أنّكم به عين اللّه و مع ابن عمّ رسول اللّه ) شما در اين جنگ بر حق هستيد و گويا در كنار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، جنگ مىكنيد و اگر خالصانه بر خدا توكل كنيد ، ياريتان مىكند . ( فعاودوا الكرّ ) چند باره بر دشمن يورش بريد . ( و استحيوا من الفرّ ) انسان دلير فرار نمىكند و تسليم نمىشود و به هنگام سختى بردبار است . ( فإنّه عار فى الأعقاب ) مردم ، فرزندان را به دليل فرار پدران نكوهش مىكنند و اين لكه ننگ به نسلهاى بعدى منتقل مىشود . ( و نار يوم الحساب ) فقيهان اتفاق نظر دارند كه فرار در جنگ از بزرگترين گناهان كبيره است ؛ بهويژه اگر فرماندهى جنگ را امام معصوم عليه السّلام به عهده داشته باشد . ( و طيبوا عن أنفسكم نفسا ) جانهاى خود را از روى رضايت هديه كنيد . ( و امشوا إلى الموت ، مشيا سجحا ) آسان و روان به سوى مرگ بشتابيد و از آن نهراسيد . ( و عليكم بهذا السّواد الأعظم ) منظور از « سواد أعظم » سپاهيان معاويه است . ( و الرواق المطنّب ) منظور خيمه معاويه است كه با طناب به زمين بسته شده است . ( فاضربوا ثبجه ) ضربه بر وسط آن وارد آوريد . ( فإن الشيطان كامن فى كسره ) معاوية بن أبى سفيان در گوشه آن پنهان شده است . ( و قد قدّم للوثبة