محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
577
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الجوارح : جمع « جارحة » و به چاقو ، پرندگان شكارى مانند باز و اعضاى بدن انسان و بهويژه دست گفته مىشود . ساختار ادبى دخل منزلا : در اصل « دخل الى منزل » است ؛ پس حرف جر حذف شده و « منزل » مفعول شده و نصب گرفته است . كيف يتوفّى : « كيف » حال يا مفعول مطلق است . شرح و تفسير حقيقت مرگ را تنها كسى مىداند كه راز زندگى را شناخته باشد ؛ زيرا مرگ در واقع عدم زندگى است . مادىگرايان مىگويند : ماده تنها پديده موجود است و فكر و زندگى از ويژگىهاى آن است . بنابراين زندگى با فرسوده شدن ماده از بين مىرود . ايدهآليستها مىگويند : وجود حقيقى از آن فكر و انديشه است و پديدههاى مادى جز در فكر و ذهن ما هيچ وجود ديگرى ندارند . بنابراين ، زندگى و هستى از نظر آنان تنها در ذهن و انديشه انسان است . دين در برابر اين دو مكتب مىگويد : ماده و روح هر دو اصيل هستند و هيچ يك فرع از ديگرى نيست و هر دو آفريده خداوند هستند . دينداران بر اين باورند كه روح و ماده هر دو از خدا و آفريده اويند و همچنين زندگى مادى با پيوند روح و جسم شكل مىگيرد و خداوند خود دستور به قرار گرفتن روح در بدن مىدهد : « اى نفس مطمئنه ، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد و در ميان بندگان من درآى و در بهشت