محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

567

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

از پيامدهاى بد آن در دنيا و آخرت مصون مىماند . امام عليه السّلام در اين‌باره مىفرمايد : « هر كس به اندازه نياز بسنده كند ، آسايش را براى خود فراهم آورده است . » « 1 » ( و من استكثر منها استكثر ممّا يوبقه ) اين بند اشاره دارد كه تراكم ثروتها غير از راه حرام فراهم نمىآيد . خداوند روزىهاى پاك دنيا را حلال ساخته است و حرام‌كننده آنها را نكوهش كرده ، پس چگونه ممكن است كاميابى از آنها را كيفر كند ؟ ( و زال عمّا قليل عنه ) هر ثروتمندى ناگزير از ثروت خويش جدا خواهد شد و سرانجام همگان مرگ است . ( كم من واثق بها قد فجعته ) چه بسيار پيش آمده كه در اوج اطمينان به سلامتى و خوشى دنيا به بيمارى دشوارى گرفتار شده و بلاها از هر سو بر سر آدمى فرود مىآيد و يا مرگ يكى از عزيزانمان را مىربايد . ( و ذي طمأنينة إليها قد صرعته ) از جايى كه اصلا فكرش را نمىكرديم ، گرفتارمان مىسازد . ( و ذي ابّهة قد جعلته حقيرا ) انسانهاى عزيز را به ناگاه از اوج عزت به حضيض ذلت فرومىاندازد . ( و ذي نخوة قد ردّته ذليلا ) اين بند و نيز بند گذشته عطف تفسير بر « كم من واثق بها قد فجعته » است . هدف از تكرار در اين‌جا ، تأكيد بر آن است كه انسان همواره آگاه باشد و فريب ظواهر را نخورد و مگر به راه حق و عدل تكيه نكند . ( سلطانها دول ) قدرتهاى دنيوى از دستى به دست ديگر مىچرخد . ( و عيشها رنق ) خوشى آن بدون رنج و سختى نيست . ( و عذبها اجاج ) دنيا سرشار از بيمارىها و اندوه‌ها است . ( و حلوها صبر ) پيامد شيرينىهاى دنيا تلخ است . ( و غذاؤها سمام ) خوراك حرام در دنيا زهر است . ( و أسبابها رمام ) هر كس به

--> ( 1 ) . « و من اقتصر على بلغة الكفاف فقد انتظم الرّاحة و تبوّأ خفض الدّعة » حكمت : 369 .