محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

557

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و اقتدوا بهدي نبيّكم فإنّه أفضل الهدي و استنّوا بسنّته فإنّها أهدى السّنن ) سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حجتى بر بندگانش است و اما كتابهاى اخلاق و حقوق و علوم و فلسفه و اجماع دانشمندان و سيره عقلا ، همه هيچ هستند ؛ مگر آن‌كه با كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سازگار باشند . منظور امام عليه السّلام از « أفضل الهدى » همين است كه گفتار و رفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را پايه كار خويش قرار دهيد ؛ نه آن‌كه به گفتار و كردار مردم عمل كنيد . ( و تعلّموا القرآن فإنّه أحسن الحديث و تفقّهوا فيه فإنّه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فإنّه شفاء الصّدور و أحسنوا تلاوته فإنّه أنفع القصص ) از قرآن ياد گيريد و در آن بيانديشيد و از آن شفا گيريد و كار نيك انجام دهيد . در اين بند به فهم قرآن و عمل به آن تأكيد شده است و معانى آن و فهم حلال و حرام آن و تدبر در آن مبنا قرار گرفته است ؛ نه تنها واژگان و تلاوت و آوازخوانى قرآن . خداوند قرآن را نازل نساخته كه ما آن را از بر كنيم و چاپ كنيم و صحافى كنيم ؛ بلكه بايد دعوتش را پاسخ گوييم و در راهش گام برداريم . ( فإنّ العالم العامل به غير علمه كالجاهل الحائر الّذي لا يستفيق من جهله بل الحجّة عليه أعظم و الحسرة له ألزم و هو عند اللّه ألوم ) مسئوليت عالم غير از مسئوليت جاهل است ؛ زيرا عالم ، آگاهانه و از روى قصد كارى را انجام مىدهد ؛ اما جاهل از نامش پيدا است كه كارهايش چگونه است ؛ در حقيقت گناه جاهل در صورت كاهلى عالم در ارشاد ، تبليغ و هدايت وى ، بر گردن عالم است ؛ زيرا مسئوليت رهبر بيش از مسئوليت پيرو است و رهبر از اختيارات بيشترى برخوردار است . در حديثى آمده است : « اهل جهنم از بوى عالم بىعمل رنج