محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

54

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بازتابى از ذاتش نيستند و نهايت دانش و قدرتش را نشان نمىدهند . اين آثار هر چند بزرگ باشند ، هرگز شباهتى با پديدآورنده‌شان ندارند . . . آنها همگى ، شعاع و پرتويى از فيض مطلق خداوند هستند . . . براى آسان ساختن فهم اين موضوع به اين مثال توجه كنيد : آفريده‌هاى خداوند از باب تشبيه همانند عرق بدن انسان هستند و همان‌گونه كه عرق نشانگر حقيقت انسان نيست ، آفريده‌هاى هستى نيز نشانگر حقيقت خداوند نيستند . در عين حال ، آثار خداوند گوياى دانش و قدرت و حكمت و اراده او هستند . پس مىتوان گفت كه عقل گرچه ، امكان شناخت اجمالى خدا را دارد ، اما تصور ذات او برايش ناممكن است . ( و كلّ باطن غيره غير ظاهر ) گرچه وجود خداوند ، همانند عقل پنهان است و از راه آثارش شناخته مىشود ؛ ليكن ظهور خداوند بر خلاف عقل آشكار و روشن است . از اين روى ، آثار عقل تنها در برخى از اشيا ديده مىشود و آثار خداوند در همه چيز ديدنى است : « در هر چيزى نشانه‌اى بر يگانگى او است . » « 1 » ( لم يخلق ما خلقه لتشديد سلطان ) سلطنت خداوند ، شديد و فراگير است و اندازه آن به مقدار بزرگى خود خدا است . ( و لا تخوّف من عواقب زمان ) تغيير در ذات واجب الوجود محال است . ( و لا استعانة على ندّ مثاور ، و لا شريك مكاثر ، و لا ضدّ منافر ) آفرينش ، سودى براى خدا ندارد و بلكه همه چيز به او نيازمند است . . . همه چيز در جهان هستى ، بر مبناى نقشه از پيش تعيين شده‌اى در جريان است و به سوى غايتى مشخص حركت مىكند ؛ زيرا اين

--> ( 1 ) . اين بيت شعر ، گاه از امام على عليه السّلام و گاه از معزّ الدين و گاه از كسان ديگرى دانسته شده است . نك : المجازات النبوية : 221 ؛ دلائل الإمامة : 8 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 6 / 412 .