محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

536

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

النار محذرا نحن شجرة النّبوّة و محطّ الرّسالة و مختلف الملئكة و معادن العلم و ينابيع الحكم ناصرنا و محبّنا ينتظر الرّحمة و عدوّنا و مبغضنا ينتظر السّطوة . ( 11 ) » ترجمه تا آن زمان كه پرونده اين جهان بسته شود و خواست الاهى فرارسد و آخر آفريدگان به آغاز آن بپيوندد و فرمان خدا در آفرينش دوباره در رسد . آن گاه آسمان را به حركت آورد و از هم بشكافد و زمين را به شدت بلرزاند و تكان سخت دهد كه كوه‌ها از جا كنده شده و در برابر هيبت و جلال پروردگارى بر يكديگر كوبيده و متلاشى شده و با خاك يكسان گردد . سپس هر كس را كه در زمين به خاك سپرده شده ، درآورد و پس از فرسودگى تازه‌شان گرداند و پس از پراكنده شدن ، همه را گرد آورد . سپس براى حسابرسى و روشن شدن اعمال از هم جدا سازد . آنها را به دو دسته تقسيم فرمايد : به گروهى نعمت‌ها دهد و از گروه ديگر انتقام گيرد . اما فرمانبرداران را در جوار رحمت خود جاى دهد و در بهشت جاويدان قرار دهد ، خانه‌اى كه مسكن گزيدگان آن هرگز كوچ نكنند و حالات زندگى آنان تغيير نپذيرد ، در آن‌جا دچار ترس و وحشت نشوند ، و بيمارىها در آنها نفوذ نخواهد كرد ، خطراتى دامنگيرشان نمىشود و سفرى در پيش ندارند تا از منزلى به منزل ديگر كوچ كنند . و اما گنهكاران را در بدترين منزلگاه درآورد و دست و پاى آنها را با غل و زنجير به گردنشان درآويزد ، چنان كه سرهايشان به پاها نزديك گردد ، جامه‌هاى آتشين بر بدنشان پوشاند و در عذابى كه حرارت آتش آن بسيار شديد و بر روى آنها بسته و صداى شعله‌ها هراس‌انگيز است