محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

534

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پند نگرفته است . ( كيف نزل بهم ما كانوا يجهلون ) چگونه نشانه‌هاى مرگ بر ايشان فرود آمد . ( و جاءهم من فراق الدّنيا ما كانوا يأمنون ) مرگ به سويشان شتاب مىكند ؛ در حالى كه آنان خود را در امام عليه السّلام مىيابند . ( اجتمعت عليهم سكرة الموت ) دردها و اندوه‌هاى مرگ بر ايشان گرد مىآيد . ( و حسرة الفوت ) اندوه كم‌كارى و كاهلى . ( ففترت لها أطرافهم ) دست و پايشان سست و از حركت مىافتد . ( فحيل بين أحدهم و بين منطقه ) از اين بند استفاده مىشود كه غالبا زبان پيش از گوش و گوش پيش از چشم به هنگام مرگ از كار مىافتد . ( و بقاء من لبّه ) عطف تفسير بر « صحة من عقله » است . ( فيكون المهنا لغيره و العبء على ظهره ) فرزندان مىخورند و پدران بايد پاسخگوى آن باشند و براى آن تاوان پس دهند . همچنين امام عليه السّلام در اين باره فرموده است : « ثروتى را چه سود كه به زودى بايد از آن چشم پوشيد و پيامدهايش را با خود كشيد ؟ » « 1 » ( يزهد فيما كان يرغب فيه أيّام عمره ) زهد از روى ناتوانى كه ديگر سودى ندارد . ( قد أوحشوا من جانبه ) پيش از اين به هنگام دورى او وحشت‌زده شده و به هنگام نزديكىاش ، انس مىگرفتند . ( ثمّ حملوه إلى محطّ في الأرض فأسلموه فيه إلى عمله و انقطعوا عن زورته ) اين سرنوشت همه ما است : مرگ ، گور ، فراموشى ؛ گويا فرزندى و برادرى و دوست و رفيقى در كار نبوده است . . . واى بر كسى كه حق خدا و خانواده و مردم را خورده باشد .

--> ( 1 ) . « و ما يصنع بالمال من عمّا يسلبه و تبقى عليه تبعته و حسابه » خطبه : 157 .