محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
518
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه همه چيز برابر خدا خاشع و همه چيز با يارى او ، برجاى مانده است . خدا بىنيازكننده هر نيازمند و عزتبخش هر خوار و ذليل ، نيروى هر ناتوان و پناهگاه هر مصيبتزده است . هر كس سخن گويد مىشنود و هر كه ساكت باشد اسرار درونش را مىداند ، روزى زندگان بر او است و هر كه بميرد به سوى او بازمىگردد . خدايا چشمها تو را نديده تا از تو خبر دهند كه پيش از توصيفكنندگان از موجودات بودهاى . آفرينش براى ترس از وحشت تنهايى نبود و براى سودجويى آنها را نيافريدى . كسى از قدرت تو نتواند بگريزد و هر كس را بگيرى از قدرت تو نتواند خارج گردد ، گناهكاران از عظمت تو نكاهند و اطاعتكنندگان بر قدرت تو نيافزايند . آن كس كه از قضاى تو به خشم آيد نتواند فرمانت را برگرداند و هر كس كه به فرمان تو پشت كند از تو بىنياز نگردد . هر سرى نزد تو آشكار و هر پنهانى نزد تو هويدا است . تو خداى هميشهاى و بىپايان و تو پايان هر چيزى ، كه گريزى از آن نيست . وعدهگاه همه ، محضر تو است و رهايى از تو جز به تو ممكن نيست . زمام هر جنبندهاى به دست تو است و به سوى تو بازگشت هر آفريدهاى است . پاك و منزهى اى خدا ! چقدر بزرگ و والاست قدر و عظمت تو و چه بزرگ است آنچه را كه از خلقت تو مىنگرم و چه كوچك است هر بزرگى در برابر قدرت تو . چه با عظمت است آنچه را كه از ملكوت تو مشاهده مىكنم و چه ناچيز است برابر آنچه كه بر ما نهان است از سلطنت تو و چه فراگير است در اين جهان نعمتهاى تو و چه كوچك است نعمتهاى فراوان دنيا در برابر نعمتهاى آخرت .