محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
50
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مستحكم ، و كارش بىتزلزل است . خدايى كه به هنگام بلا و سختى به او اميدوار ، و در نعمتها از او بيمناكند . واژهشناسى لطيف الأصوات : آن چيزى است كه شنيده نمىشود . لطيف الأجسام : آن چيزى است كه ديده نمىشود . الندّ : همتا و نظير . مثاور : جنگجو . مكاثر : كسى كه به زياد داشتن افتخار مىكند . منافر : كسى كه به ديگرى فخر مىفروشد و مىگويد « من از تو به لحاظ نفر ، گرامىتر هستم . » داخرون : خوار و كوچك . در قرآن آمده است : « ننگريستهاند كه چگونه سايههايشان از راست و از جوانب چپ مىگردد و براى خدا در حال فروتنى و كوچكى سر بر خاك مىسايند . » « 1 » لم ينأ : دور نمىشود . لم يؤده : بر او سنگينى نمىكند و او را به زحمت نمىاندازد . ذرأ : آفريد . ولجت : وارد شد .
--> ( 1 ) . خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ نحل / 16 : 48 .