محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

482

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

منظور از شرائع در فرمايش امام عليه السّلام ، اصول و مبانى شريعت است ؛ مانند قاعده « لا ضرر » « 1 » و « لا حرج » « 2 » كه ساير قوانين را تنظيم مىكند و نيز اين‌كه هرانسانى پيش از ثابت شدن اتهامش بىگناه است و سرپرست هركارى بايد مصلحت در آن كار را رعايت كند و هرقراردادى تابع قصد و نيت طرفين آن است و هيچ‌كس حق ندارد ، جز از راه مشروع مالى از ديگرى بگيرد و بر مبناى گمان نمىتوان حكم كرد و قصاص تنها به اندازه و به قاعده است و . . . اين نوع قواعد و اصول را هيچ عاقلى انكار نمىكند ؛ زيرا هرانسانى به طور طبيعى خواهان جلب منافع و زدودن مضرات از خويش است . مستشرقى اروپايى مىگويد : « اسلام ، دينى مبتنى بر مفاهيم انتزاعى نيست كه امروزه ما از آن مىفهميم ؛ بلكه جامعه‌اى است كه تمامى مراحل كمال را پيموده و همه جلوه‌هاى زندگى انسانى را در خود دارد . » « 3 » مستشرقى آلمانى نيز مىگويد : « فلسفه اسلام ، بر پايه رعايت مصالح عمومى و ترجيح آنها بر مصالح فردى استوار است . اصل اخوت اسلامى بر پايه فلسفه اخلاق اجتماعى اسلام استوار است . » « 4 » در حديث شريفى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است كه « من با شريعت آسان و متسامح آمده‌ام . » « 5 »

--> ( 1 ) . قاعده « لا ضرر » به اين معنى است كه هيچ‌يك از قوانين نبايد به زيان فرد يا جامعه باشد . ( 2 ) . هرقانونى كه مشقت‌زا باشد ، بىاعتبار است . ( 3 ) . القرآن و الفلسفة ، محمد يوسف موسى : 14 ، چاپ 1957 م . ( 4 ) . القرآن و الفلسفة : 15 . ( 5 ) . « أتيتكم بالشريعة السهلة السمحة » الكافى : 5 / 494 .