محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
470
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و حلالها بعيدا غير موجود ) حرام آن سهل و آسان است ولى حلال آن سخت و دستنيافتنى است . در نتيجه ، بدكاران و اشرار در چنين دنيايى خوش و راحت هستند و نيكان در ناراحتى و مشقت بهسر مىبرند . در حديث نيز آمده است : « دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است . » « 1 » اين همان واقعيت حكومتهاى ستمگر است كه هر خيانتكار و مزدورى را خوشبخت ساخته و انسانهاى نيكوكار و متعالى را بدبخت مىسازد و چهبسا منظور از حديث پيش گفته نيز همين باشد . ( و صادفتموها و اللّه ظلّا ممدودا إلى أجل معدود ) زيبايىها و خوشىهاى دنيا شيرين است ولى تنها براى لحظاتى و پس از آن درد و اندوه فراوان است . پس از عاقبت امور در غفلت نباشيد و به كارهاى نيك مبادرت ورزيده و فرصت را غنيمت شماريد . ( فالأرض لكم شاغرة ) سرزمين شما از وجود حاكمى كه شما را به حرام وا بدارد ، تهى است . امام عليه السّلام به رخدادهاى پس از شهادتش اشاره مىكند . ( و أيديكم فيها مبسوطة ) هرچه بخواهيد ، مىتوانيد انجام دهيد . ( و أيدي القادة عنكم مكفوفة ) رهبران و قدرتمندان از تأديب و چيرگى بر شما ناتواناند . ( و سيوفكم عليهم مسلّطة ) از رهبران نمىهراسيد و هرگاه بخواهيد ، بر آنها مىشوريد . ( و سيوفهم عنكم مقبوضة ) اين بند ، عطف تفسيرى بر قبلى است . ( و لكلّ حقّ طالبا و أنّ الثّائر في دمائنا كالحاكم في حقّ نفسه و هو اللّه الّذي لا يعجزه من طلب و لا يفوته من هرب ) ابن ابى الحديد مىگويد : « گويى امام عليه السّلام به
--> ( 1 ) . « الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر » صحيح مسلم : 4 / 2272 ، ح 2956 ؛ سنن ترمذى : 4 / 562 ، ح 2324 ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 1378 ، ح 413 .