محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
458
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گروه مىسازند و انسانيت و ارزشهاى آن را به فراموشى مىسپارند . اما كسى كه براى دنيا تلاش مىكند و در عين حال حلال و حرام خداوند را پاس مىدارد ، او از مجاهدان است . ( و ذلك زمان لا ينجو فيه إلّا كلّ مؤمن نومة إن شهد لم يعرف و إن غاب لم يفتقد ) سياق كلام نشان مىدهد كه امام عليه السّلام درباره زمانى سخن مىگويد كه مردم از دين رويگردان شده و به اظهار شعائر بسنده مىكنند . اين توصيفات بر زمان حال تطبيق مىكند كه اسلام كنار گذاشته شده و خواستهها و شهوات افسار گسيخته شده و درگيرى و تفاخر به دنيا و زيبايىهاى آن مانند ماشين و ساختمان و . . . فراوان گرديده است . بديهى است كه خوش عاقبتترين مردم در چنين زمانى ، انسان گمنامى است كه هيچ كس او را نمىشناسد و كسى با او به رقابت نمىپردازد و به او براى خاكسترهاى دنيا رشك نمىورزد . . . او با آرامش ، روزى خويش را بهدست مىآورد و بدون نگرانى خدايش را فرمان مىبرد و ترس از خدا او را از مردم بازداشته و از مردم و سرگرمىهايشان باز مىدارد . منظور امام عليه السّلام از « نومة » چنين انسانى است . ( اولئك مصابيح الهدى و أعلام السّرى ) آنان به علم خويش عمل مىكنند و در دين خود اخلاص مىورزند و روش زندگى و اعمالشان بيشترين تاثير را در مردم دارد و چه بسا تعداد زيادى از منحرفان و گمراهان بهوسيله آنان هدايت مىشوند . ( ليسوا بالمساييح ) در بين مردم براى فتنهانگيزى به راه نمىافتند . ( و لا المذاييع البذر ) كارهاى زشت را افشا نمىكنند و سخنچينى نمىكنند . ( اولئك يفتح اللّه لهم أبواب رحمته ) خداوند ، درهاى رحمت خويش برايشان گشوده و در بهشت ، جايشان مىدهد .