محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
453
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
محصولات دنيا دعوت شود تا مرز جان تلاش كند اما چون به آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شود ، سستى ورزد ، گويا آنچه براى آن كار مىكند بر او واجب و آنچه نسبت به آن كوتاهى و تنبلى مىكند ، از او نخواستهاند . اين روزگارى است كه جز مؤمن بىنام و نشان از آن رهايى نيابد : در ميان مردم است او را نشناسند و در ميان جمعيت كه نباشد كسى سراغ او را نگيرد ، آنها چراغهاى هدايت و نشانههاى رستگارىاند ، نه فتنه انگيزند و اهل فساد و نه سخنان ديگران و زشتى اين و آن را به مردم رسانند ، خدا درهاى رحمت را به روى آنان بازكرده و سختى عذاب خويش را از آنان گرفته است . اى مردم ! به زودى زمانى بر شما خواهد رسيد كه اسلام چونان ظرف واژگون شده ، آنچه در آن است ريخته مىشود . واژهشناسى الصّادف : رخداد . الثّاوى : مقيم . المترف : خوشگذران و مرفّه . الجلد : نيرو . جائرا : منحرف . ونى : سست و فرسوده شد . نومة : كسى كه زياد مىخوابد . السّرى : حركت در شب . مساييح : جمع « مسياح » به معناى كسى كه در بين مردم فساد مىپراكند .