محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

446

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

رهج : غبار . حس : در صورت مكسور بودن ، به معناى صداى پنهان و در صورت مفتوح بودن ، به معناى نيرنگ است . ساختار ادبى ذلك يوم : « ذلك » اسم اشاره و مبتدا و « يوم » خبر است . خضوعا ، قياما : هر دو مصدر هستند كه نقش حال را دارند . حالا : تمييز است . متّسعا : مفعول فعل محذوف است و در اصل چنين بوده است : « وجد لنفسه متّسعا » . فتن : خبر براى مبتداى محذوف است . مزمومة ، مرحولة : حال براى ضمير مستتر در « تأتيكم » هستند . اهلها قوم : مبتدا و خبر است . شديد كلبهم : « شديد » صفت براى « قوم » و « كلبهم » فاعل « شديد » است . قليل سلبهم : مانند قبلى است . شرح و تفسير ( و ذلك يوم يجمع اللّه فيه الأوّلين و الآخرين لنقاش الحساب و جزاء الأعمال ) هر فرد و گروهى فلسفه خاص خود را دارند كه به آن تكيه مىكنند . منكران رستاخيز چنين مىگويد كه انسان پس از مرگ به خاك تبديل مىشود و ممكن نيست كه خاك دوباره به شكل نخست خويش بازگردد : « و گفتند آيا وقتى