محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

431

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه ستايش خداوندى را سزاست كه احسان فراوانش بر آفريده‌ها گسترده و دست كرم او براى بخشش گشوده است . او را بر همه كارهايش مىستاييم و براى نگهدارى حق الهى از او يارى مىطلبيم و گواهى مىدهيم جز او خدايى نيست و گواهى مىدهيم كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست . او را فرستاد تا فرمان وى را آشكار و نام خدا را بر زبان راند . پس با امانت ، رسالت خويش را به انجام رساند و با راستى و درستى به راه خود رفت و پرچم حق را در ميان ما به يادگار گذاشت . هر كس از آن پيشى گيرد از دين خارج و آن كس كه از آن عقب ماند هلاك گردد و هر كس همراهش باشد رستگار شود . راهنماى اين پرچم ، با درنگ و آرامش سخن مىگفت و دير و حساب شده به‌پا مىخاست و آن‌گاه كه برمىخاست سخت و چالاك ، به پيش مىرفت . پس چون در اطاعت او درآمديد و او را بزرگ داشتيد ، مرگ او فرارسيد و خدا او را از ميان شما برد . پس از او چندان كه خدا خواهد زندگانى مىگذرانيد تا آن كه خدا شخصى را برانگيزاند كه شما را متحد سازد و پراكندگى شما را جبران نمايد . مردم به چيزى كه نيامده دل نبنديد و از آن‌كه درگذشت مأيوس نباشيد ، كه آن پشت كرده اگر يكى از پاهايش بلغزد و ديگرى برقرار باشد شايد هر دو پا به جاى خود برگشته و استوار ماند . آگاه باشيد ، مثل آل محمد صلّى اللّه عليه و آله چونان ستارگان آسمان است ، اگر ستاره‌اى غروب كند ، ستاره ديگرى طلوع خواهد كرد ( تا ظهور صاحب الزمان عجل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) . گويا مىبينم در پرتو خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نعمت‌هاى خدا بر شما تمام شده و شما به آن‌چه آرزو داريد رسيده‌ايد .