محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
428
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اقامت مىبيند و انسان در آن تا زمان محدودى مهمان است و سپس به خانه جاويدان منتقل مىشود . بنابراين جاى شگفتى نيست كه امام عليه السّلام آن را از زاويه دردها و سختىهايش مىبيند و خوشىهايش را ناچيز مىانگارد ؛ زيرا همه آنها پايانيافتنى و آكنده از سختىها و دردها هستند . از اين روى ، مىتوانيم انديشههاى امام عليه السّلام درباره دنيا را انديشههاى انقلابى بيانگاريم . امام عليه السّلام در توصيف مردم دنيا مىفرمايد : برخى از آنها ، كسانى هستند كه براى مرده خويش گريه مىكنند : « فميّت يبكى » و آن مرده ، نه به گريه كننده پاداش مىدهد و نه به كسى كه او را فرامىخواند ، پاسخ مىدهد . ( و آخر يعزّى ) دسته ديگرى از مردم ، براى از دست دادن نزديك يا عزيزى تسليت داده مىشوند . ( و صريع مبتلى ) و دسته سومى مبتلا به بيمارى و درد هستند . ( و عائد يعود ) و دسته ديگرى كه از سفر بازمىگردند و اين صحنه اندوهگين را مىبينند . ( و آخر بنفسه يجود ) و ديگرى كه هيچ چيز جز خودش برايش گرانبهاتر نيست و اگر به اندازه تمام جهان به او طلا بدهيم ، آن را فداى خويش مىسازد . ( و طالب للدّنيا و الموت يطلبه ) و كسانى كه در پى دنيا هستند و مرگ در پى آنان . ( و غافل و ليس بمغفول عنه ) به خدا پناه مىبريم از اينكه در حال غفلت از دنيا برويم . ( و على أثر الماضي ما يمضي الباقي ) دردهاى گذشته دنيا به دردهاى امروز و دردهاى امروز به دردهاى آينده پيوند خوردهاند و دنيا از روز نخست تا سرانجام آن بر محور درد و رنج مىچرخد . ( ألا فاذكروا هادم اللّذّات و منغّص الشّهوات و قاطع الامنيّات عند المساورة للأعمال القبيحة و استعينوا اللّه على أداء واجب حقّه و ما لا يحصى من أعداد نعمه و إحسانه ) به ياد مرگ باشيد كه هيچ چيز براى شما نخواهد گذاشت ؛ آنگاه كه