محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
412
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يصبحون شعثا غبرا و قد باتوا سجّدا و قياما يراوحون بين جباههم و خدودهم و يقفون على مثل الجمر من ذكر معادهم كأنّ بين أعينهم ركب المعزى من طول سجودهم إذا ذكر اللّه هملت أعينهم حتّى تبلّ جيوبهم و مادوا كما يميد الشّجر يوم الرّيح العاصف خوفا من العقاب و رجاء للثّواب . ( 6 ) » ترجمه اى مردم شما چونان شتران دورمانده از ساربان مىباشيد كه اگر از سويى جمعآورى شوند از ديگر سو ، پراكنده مىگردند . به خدا سوگند ، مىبينم كه اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گيرد و گرمى آن سوزان ، پسر ابو طالب را رها مىكنيد و مانند جدا شدن زن حامله پس از زايمان از فرزندش ، هر يك به سويى مىگريزيد . من در پى آن نشانهها روانم كه پروردگارم مرا رهنمون شده و آن راه را مىروم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گشوده و همانا من به راه روشن حق گامبهگام ره مىسپارم . مردم به اهلبيت پيامبرتان عليهم السّلام بنگريد ، از آن سو كه گام برمىدارند برويد ، قدم جاى قدمشان بگذاريد ، آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمىبرند و به پستى و هلاكت بازنمىگردانند . اگر سكوت كردند سكوت كنيد و اگر قيام كردند قيام كنيد ، از آنها پيشى نگيريد كه گمراه مىشويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مىگرديد . من اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و آله را ديدم ، اما هيچ كدام از شما را همانند آنان نمىنگرم ، آنها صبح مىكردند در حالى كه موهاى ژوليده و چهرههاى غبار