محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

406

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

در اين‌جا كنفوسيوس به يارانش روى كرد و گفت : به ياد آوريد كه حكومت ظالم بدتر از وجود يك درنده وحشى است . ( استنفرتكم للجهاد فلم تنفروا ) پيش از اين ، بارها گلايه امام عليه السّلام از يارانش نقل شد . اين بار گلايه امام عليه السّلام شبيه به شكايت نوح عليه السّلام از مردم‌اش است : « نوح گفت : پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت كردم و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود و من هربار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى انگشتانشان را در گوشهايشان كردند و رداى خويشتن بر سر كشيدند و اصرار ورزيدند و هرچه بيشتر بر كبر خود افزودند . سپس من آشكارا آنان را دعوت كردم باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت و پوشيده نيز به ايشان گفتم و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است تا بر شما از آسمان باران پىدرپى فرستد و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد . شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد و حال آنكه شما را مرحله‌به‌مرحله خلق كرده است ؟ ! مگر ملاحظه نكرده‌ايد كه چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفريده است و ماه را در ميان آنها روشنايىبخش گردانيد و خورشيد را چون چراغى قرار داد و خداست كه شما را مانند گياهى از زمين رويانيد سپس شما را در آن بازمىگرداند و بيرون مىآورد بيرون آوردنى عجيب و خدا زمين را براى شما فرشى گسترده ساخت تا در راههاى فراخ آن برويد . نوح عليه السّلام گفت :