محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
401
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الشّام يعصي اللّه و هم يطيعونه لوددت و اللّه أنّ معاوية صارفني بكم صرف الدّينار بالدّرهم فأخذ منّي عشرة منكم و أعطاني رجلا منهم يا أهل الكوفة منيت منكم بثلاث و اثنتين صمّ ذووا أسماع و بكم ذووا كلام و عمي ذووا أبصار لا أحرار صدق عند اللّقاء و لا إخوان ثقة عند البلاء تربت أيديكم . ( 3 ) » ترجمه اگر خداوند ، ستمگر را چند روزى مهلت دهد ، از بازپرسى و عذاب او غفلت نمىكند و او بر سر راه در كمينگاه ستمگران است و گلوى آنها را در دست گرفته تا از فرو رفتن آب دريغ دارد . آگاه باشيد به خدايى كه جانم در دست اوست ، شاميان بر شما پيروز خواهند شد ، نه از آن رو كه از شما به حق سزاوارترند ، بلكه در راه باطلى كه زمامدارشان مىرود شتابان فرمانبردارند و شما در گرفتن حق من سستى مىورزيد و هر آينه ، ملّتهاى جهان صبح مىكنند در حالى كه از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند . من صبح مىكنم در حالى كه از ستمگرى پيروان خود وحشت دارم . شما را براى جهاد با دشمن برانگيختم ، امّا كوچ نكرديد ، حق را به گوش شما خواندم ولى نشنيديد و در آشكار و نهان شما را دعوت كردم ، اجابت نكرديد . پند و اندرزتان دادم ، قبول نكرديد . آيا حاضران غائب مىباشيد و يا بردگانى در شكل مالكان . فرمان خدا را بر شما مىخوانم ؛ از آن فرار مىكنيد و با اندرزهاى رسا و گويا شما را پند مىدهم از آن پراكنده مىشويد ، شما را به مبارزه با سركشان ترغيب مىكنم ؛ هنوز سخنانم به آخر نرسيده ، چون مردم