محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

395

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن جنگ و دشمنى را به پايان رسانيد . در آيه‌اى از قرآن به اين موضوع اشاره شده است : « آن‌گاه كه دشمنان يكديگر بوديد ، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد . اين‌گونه خداوند نشانه‌هاى خود را براى شما روشن مىكند . باشد كه شما راه بيابيد . » « 1 » ( و فرّق به أقرانا ) اسلام ، بين پدر گمراه و فرزند مسلمان جدايى افكند . . . براى نمونه عتبة بن ربيعة از نخستين كسانى بود كه در جنگ بدر به جنگ با مسلمانان برخاست ؛ « 2 » در حالى كه فرزندش حذيفة « 1 » در كنار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله

--> ( 1 ) . إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ( آل عمران / 3 : 103 ) . ( 2 ) . در روز بدر ، ابتدا عتبة بن ربيعة و برادرش شيبة و فرزندش ربيع در جلوى لشكر قريش قرار گرفتند . عتبة ، با صداى بلند به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى محمد صلّى اللّه عليه و آله ، كسانى در شأن ما به سوى ما بفرست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابتدا سه تن از جوانان انصار را فرستاد . عوف و مسعود فرزندان عفراء و عبد اللّه بن رواحة . عتبة به آنان گفت شما كيستيد ؟ آنان خود را معرفى كردند . عتبة به آنان گفت ما با شما مبارزه نمىكنيم . عموزادگان‌مان پيش آيند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به انصار گفت : به جاى خويش بازگرديد . سپس فرمود : على عليه السّلام ، حمزه عليه السّلام ، عبيدة برخيزيد و در دفاع از حقى بجنگيد كه پيامبرتان به آن برانگيخته شده است . چه اينكه آنان با باطل خويش آمده‌اند تا نور خدا را خاموش سازند . پس آن سه تن برخاستند و صورتهاى خويش را پوشانيده بودند . عتبة به آنان گفت : سخن گوييد كه اگر شما را در شأن خويش يابيم با شما پيكار مىكنيم . حمزه گفت من حمرة بن عبد المطلب ، شير خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله هستم . عتبة پاسخ داد : همتايى گرامى هستى . على عليه السّلام گفت : على بن ابى طالب بن عبد المطلب هستم و عبيده نيز خود را معرفى كرد . عتبة به فرزندش وليد گفت : برخيز و با على عليه السّلام بجنگ و على عليه السّلام در آن زمان ، كم‌سن‌ترين آنها بود . مبارزه على عليه السّلام و وليد ، با دو ضربه به پايان رسيد . ضربه نخست را وليد زد كه به خطا رفت و ضربه دوم را على عليه السّلام بر دست چپ او زد كه دستش را جدا ساخت و با ضربه ديگرى او را هلاك كرد . -