محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
393
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مهربانى ايجاد كرد و نزديكانى را از هم دور ساخت . انسانهاى خوار و ذليل و محروم در پرتو او عزّت يافتند ، و عزيزانى خود سر ذليل شدند . گفتار او روشنگر واقعيّتها ، و سكوت او زبانى گويا بود . واژهشناسى مماهد : شيخ محمد عبده مىگويد : « مماهد ، جمع ممهد به معناى هر چيزى است كه براى فرش كردن زمين از آن استفاده مىكنند . » « 1 » أزمّة : جمع « زمام » به معناى افسار و لگام است . ثنيت اليه : به سويش روى كرد . الضّغائن : كينهها . الثّوائر : جمع « ثائرة » به معناى دشمنى است . الأقران : همتايان و هر دو چيزى كه با هم باشند . شرح و تفسير ( الحمد للّه الأوّل فلا شيء قبله و الآخر فلا شيء بعده ) هيچ چيزى قبل از خدا و بعد از خدا نبوده و نيست و پيش از اين نيز ، بارها اين سخن گذشت . ( و الظّاهر فلا شيء فوقه ) او با قدرت خويش بر همه چيز چيره شده و هيچ چيز بر او چيره نيست . ( و الباطن فلا شيء دونه ) او از اندرون وجدانها و پنهانىهاى انسانها آگاه است و هيچ چيز مانع از علم او نيست . دو بند آخر ممكن است چنين تفسير شود كه وجود خداوند از هر چيز ديگرى آشكارتر و حقيقت او از هر چيز ديگرى پنهانتر است . ( مستقرّه خير مستقرّ ) ضمير به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باز
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 1 / 187 .