محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
378
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
طه حسين ، نيز مىگويد : « ديگر نيازى نيست درباره « زياد » چيزى بگويم . او در خطبه مشهورى به مردم گفت كه بىگناهان را به جاى گناهكاران و راستكيشان را به جاى بدكيشان خواهد گرفت . همچنين حجاج كه كشتارهاى فراوان بهپا كرد . زياد و حجاج از سركشانى بودند كه بنى اميه دست آنان و ديگر واليان عراق را در ريختن خون مردم و نابودى اموالشان و فسادانگيزى گشوده بودند . » « 1 » ( نحن أهل البيت منها بمنجاة ) اهل بيت عليهم السّلام از گناهان دولت اموى مصون هستند ؛ اما از ظلم و ستم آنها بيشترين بهره را خواهند برد . ( و لسنا فيها بدعاة ) ما اشرار و اهل فساد و گمراهى را فرانمىخوانيم . ( ثمّ يفرّجها اللّه عنكم كتفريج الأديم ) امام عليه السّلام اشاره به انقراض دولت امويان بهدست عباسيان دارد و يا آن كه اشاره به ظهور امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشّريف دارد . ( يسومهم خسفا و يسوقهم عنفا و يسقيهم بكأس مصبّرة لا يعطيهم إلّا السّيف و لا يحلسهم إلّا الخوف ) اين صفات بهطور كامل بر انتقام عباسيان از امويان مىخواند . پس بند اخير قرينهاى بر ترجيح قول نخست پيش گفته است . ( فعند ذلك تودّ قريش بالدّنيا و ما فيها لو يرونني مقاما واحدا و لو قدر جزر جزور ) منظور از قريش در اينجا بنى اميه و بهطور خاص مروان بن محمد آخرين خليفه آنان است . منظور از « مقاما واحدا » رودخانه موصل است . خلاصه داستان آن كه مروان بن محمد با لشكريان خويش به ملاقات سپاه عباسيان شتافت و در
--> ( 1 ) . مرآة الإسلام : 293 .