محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
37
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
واژهشناسى السّابغ : مستمر و دنبالهدار . نعمة سابغة : نعمت گسترده . قلص الظّل : سايه رخت بربست . قلص الغدير : آب بركه خشك شد . ساختار ادبى فتنة : مفعول مطلق براى « إبتلى » است ؛ زيرا به معناى مصدرى ابتلا به كار رفته است و يا مفعول له است . بين : ظرف ، به معناى وسط و بين است و اگر به زمان افزوده شود ظرف زمان است ؛ مانند « جاءنى بين الطلوعين » و اگر به مكان افزوده شود ظرف مكان است ؛ مانند « جلست بين زيد و عمرو » همچنين تكرار آن بين « زيد » و « عمرو » جايز است . شرح و تفسير ( ألا إنّ الدّنيا دار لا يسلم منها إلّا فيها ) آن گونه كه گفته شد بين دنيا و آخرت ارتباط و هماهنگى وجود دارد . پاداش و كيفر در جهان آخرت جز نتيجه كارهاى انسان در دنيا نيست . البته اگر آدمى در دنيا توبه كند و عمل صالح انجام دهد ، از كيفر آخرت رهايى مىيابد . معناى اين سخن آن است كه تمامى زمينههاى عذاب يا زمينههاى نجات در دنيا گرد آمده است و بهطور كلى هيچ يك از آنها به روز قيامت بازنمىگردد كه در آن تكليفى و عملى بر كسى قرار داده نشده است و در آن روز تنها حساب و جزاء انجام خواهد