محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
363
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه پس از حمد و ستايش پروردگار ، اى مردم ! من بودم كه چشم فتنه را كندم و جز من هيچ كس جرأت چنين كارى را نداشت ، آنگاه كه امواج سياهىها بالا گرفت و به آخرين درجه شدّت خود رسيد . پس از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست ، نمىپرسيد از چيزى كه ميان شما تا روز قيامت مىگذرد و نه از گروهى كه صد نفر را هدايت يا گمراه مىسازد ، جز آن كه شما را آگاه مىسازم و پاسخ مىدهم و از آن كه مردم را بدان مىخواند و آنكه رهبريشان مىكند و آنكه آنان را مىراند و آنجا كه فرود مىآيند و آنجا كه بارگشايند و آنكه از آنها كشته شود و آنكه بميرد ، خبر مىدهم . آن روز كه مرا از دست داديد و نگرانىها و مشكلات بر شما باريدن گرفت و بسيارى از پرسشكنندگان به حيرت فرو رفته مىگويند سرانجام چه خواهد شد كه گروه بسيارى از پرسش شوندگان از پاسخ دادن فرو مانند . اين حوادث هنگامى رخ نشان مىدهد كه جنگ در ميان شما طولانى شود و دنيا چنان بر شما تنگ گردد كه ايّام بلا را طولانى پنداريد ، تا روزى كه خداوند پرچم فتح و پيروزى را براى باقى مانده نيكان شما به اهتزاز درآورد ( زمان ظهور حضرت حجّت عجل اللّه تعالى فرجه الشّريف ) فتنهها آنگاه كه روى آورند با حق شباهت دارند و چون پشت كنند حقيقت چنان كه هست ، نشان داده مىشود ، فتنهها چون مىآيند شناخته نمىشوند و چون مىگذرند ، شناخته مىشوند ، فتنهها چون گردبادها مىچرخند ، از همه جا عبور مىكنند ، در بعضى از شهرها حادثه مىآفرينند و از برخى شهرها مىگذرند .