محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

360

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شما را وادار به حركت در راه مستقيم مىكند . » « 1 » على عليه السّلام جز به نداى دين خويش فرانمىسپارد و او از غير از آن بىنياز است . دنياى او همان آخرتش است و چيزى غير از آخرت را نمىخواهد و براى همين بود كه بيعت را پذيرفت ؛ همان‌گونه كه خود فرمود : « اگر گردهم‌آيى حاضران نبود و با وجود ياران بر من حجت تمام نمىگشت و نيز اگر خدا از دانشمندان نخواسته بودند كه بر ستم ستمگر و ناله ستم‌ديده ساكت نمانند ، اگر اينها نبود طناب خلافت را بر شترش آويخته و رها مىساختم . » « 2 » ( و إن تركتموني فأنا كأحدكم ) اگر آنان يارى خويش را از امام عليه السّلام دريغ مىداشتند ، وى بدون يار و ياور گشته و ناگزير به سكوت مىشد . ( و لعلّي أسمعكم و أطوعكم لمن ولّيتموه أمركم ) امام عليه السّلام لحظه‌اى در اين ترديد نداشت كه خلافت تنها حق او و نه ديگرى است ولى او تنها زمانى براى دستيابى به خلافت جنگ مىكند كه حقوق مسلمانان در حال از بين رفتن باشد و يار و ياور در اختيار داشته باشد . و نيز آن حضرت عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : « به خدا سوگند ، تا زمانى كه امور مسلمانان استوار باشد و هيچ كس جز من ستم نديده باشد ، من نيز آرام و آسوده هستم و اميد به پاداش در برابر اين كار خويش دارم و در جلوه‌هاى دنيايى كه بر آن درگير هستيد ، زهد مىورزم . « 3 » اين گفته سخن ديگرى از امام عليه السّلام را تفسير مىكند كه فرمود : « على عليه السّلام

--> ( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 16 . ( 2 ) . خطبه : 3 . ( 3 ) . « و واللّه لأسلمنّ ما سلمت امور المسلمين ؛ و لم يكن فيها جور إلّا عليّ خاصّة ، التماسا لأجر ذلك و فضله ، و زهدا فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه » خطبه : 74 .