محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
351
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نمىيابد ، بلكه علم پروردگار در آنها نفوذ يافته و همه آنها را شماره كرده است و عدالتش همه را دربر گرفته و با كوتاهى كردن مخلوقات در ستايش او ، باز فضل و كرمش تداوم يافته است . خدايا ! تويى سزاوار ستايشهاى نيكو و بسيار و بىشمار تو را ستودن . اگر تو را آرزو كنند ، پس بهترين آرزويى و اگر به تو اميد بندند ، بهترين اميدى . خدايا درهاى نعمت بر من گشودى كه زبان به مدح غير تو نگشايم و بر اين نعمتها غير از تو را ستايش نكنم و زبان را در مدح نوميد كنندگان و آنان كه مورد اعتماد نيستند باز نكنم . خداوندا ! هر ثناگويى از سوى ستايش شده پاداشى دارد ، به تو اميد به ستم كه مرا به سوى ذخائر رحمت و گنجهاى آمرزش آشنا كنى . خدايا اين بنده تو است كه تو را يگانه مىخواند و توحيد و يگانگى ، تو را سزاست و جز تو كسى را سزاوار اين ستايشها نمىداند . خدايا ! مرا به درگاه تو نيازى است كه جز فضل تو جبران نكند و آن نيازمندى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدّل نگرداند ، پس در اين مقام رضاى خود را به ما عطا فرما و دست نياز ما را از دامن غير خود كوتاه گردان كه « تو بر هر چيزى توانايى . » واژه شناسى الكلفة : مشقت و سختى . العارضة : هر چه از عمل بازدارد . الفترة : ضعف و سستى . الخلّة : فقر و تهيدستى . المنّ : احسان و نيكى .