محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

347

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

درياهايى كه آنها را در دامن خويش پروراندند ، آگاهى دارد . خدا از آن‌چه كه تاريكى شب آن را فراگرفته و يا نور خورشيد بر آن تافته و آن چه تاريكىها و امواج نور ، پياپى آن را دربر مىگيرد ، از اثر هر قدمى ، از احساس هر حركتى و آهنگ هر سخنى و جنبش هر لبى و مكان هر موجود زنده‌اى و وزن هر ذره‌اى و ناله هر صاحب اندوهى اطلاع دارد . خدا هر آن‌چه از ميوه شاخسار درختان و برگ‌هايى كه روى زمين ريخته و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون و جنين كه به شكل پاره‌اى گوشت است و پرورش دهنده انسان و نطفه آگاهى دارد . ساختار ادبى عالم السّر : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده : « هو عالم السرّ » . فقرات بعدى پس از « عالم السرّ » همگى عطف بر آن هستند . شرح و تفسير خلاصه اين بخش از خطبه آن است كه خداوند از همه چيز از كوچك و بزرگ ، محسوس و غير محسوس و . . . آگاه است . خداوند ، از آن چه در آسمانها و زمين مىگذرد ، آگاهى كامل دارد . مواردى كه در اين بخش از خطبه آمده ، همگى مثالهايى از علم خداوند هستند . ( عالم السّرّ من ضمائر المضمرين ) هر رازى نزد خداوند آشكار و روشن است . ( و نجوى المتخافتين ) « تخافت » به معناى سخن گفتن آهسته و با صداى آرام است . ( و خواطر رجم الظّنون ) اشاره به گمانهايى دارد كه بىپايه و اساس هستند . ( و عقد عزيمات اليقين ) آن‌چه در وجدان آدميان مىگذرد و شك و ترديدى در آن ندارند . ( و مسارق إيماض الجفون ) نگاههايى كه به‌صورت مخفيانه صورت مىگيرد و