محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
335
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كوههاى بزرگ بر فراز زمين قرار مىگيرند . ( و دفع شابيبه ) « دفع » جمع « دفعة » به معناى « هر بار ريزش » است و « شؤبوب » به بارانى گفته مىشود كه با شدت فرو ريزد . معناى اين بند آن است كه باد جنوب ، باران را با شدت تمام در چندين مرحله از ابرها جارى مىسازد . ( فلمّا ألقت السّحاب برك بوانيها ) هنگامى كه قطعات ابرها ، سينههايشان را همانند نشستن شتر به زمين مىاندازند . ( و بعاع ما استقلّت به من العبء المحمول عليها ) قطعات ابرها هر آنچه از آب در خويش دارد ، بر زمين مىريزند و سنگينى و بار خود را سبك مىكنند . ( أخرج به من هوامد الأرض النّبات و من زعر الجبال الأعشاب ) چون باران بر زمين فرو ريزد ، گياهان از زمين مىرويد ؛ در حالى كه پيش از آن زمين خشك و سرد بود . ( فهي تبهج بزينة رياضها و تزدهى بما ألبسته من ريط أزاهيرها و حلية ما سمّطت به من ناضر أنوارها ) زمين پس از باران از نو زنده مىشود و در بهار از نو نفس مىكشد و با روييدن گلها لبخند مىزند و با روييدن برگها و شاخهها ، دست مىزند و با زنگها و گلها ، خودآرايى مىكنند . اين آيه قرآن تصوير زيبايى از اين صفحه ارائه كرده است : « و زمين را خشكيده مىبينى ولى چون آب بر آن فرود آوريم به جنبش درمىآيد و نمو مىكند و از هر نوع رستنيهاى نيكو مىروياند . » « 1 » ( و جعل ذلك بلاغا للأنام و رزقا للأنعام ) خداوند باران را مايه رفع نيازمنديهاى مردم دانسته است و همچنين روزى حيوانات را فراهم مىآورد كه آنها نيز خود
--> ( 1 ) . وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ حج / 22 : 5 .