محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

327

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خاك آن ، دانشمندان به اين نتيجه رسيدند كه همه نظريات گذشته درباره ماه و از جمله جدايى آن از زمين بىپايه و اساس هستند و تنها يك تفسير براى پيدايش ماه وجود دارد و آن اينكه ماه كره‌اى مستقل است كه به صورتى دقيق و استوار آفريده شده است و كسى كه ماه را آفريده ، از نيرويى خارق عادت برخوردار است و نيروى او را هيچ موجود ديگرى ندارد . « 1 » اين نظريه درباره زمين نيز درست است كه كره مستقل از خورشيد بوده و از آن جدا نشده است . . . به‌هرروى ، دانشمندان طبيعت در شناخت ريشه جهان هستى و پيدايش خورشيد و ماه و زمين اختلاف نظر دارند . از اين‌روى انيشتين گفته بود : « جهان بيرون را نمىتوان به صورت مستقيم شناخت و حتما بايد از وسائطى استفاده كرد . » در نتيجه همگان اتفاق نظر دارند كه بحثهاى علمى همگى نسبى است و با تغيير زمان و پيشرفت دگرگون مىشوند ؛ زيرا روش آنها برپايه مشاهده حواس جسمانى استوار است و اين تنها حس است كه موضوع علوم طبيعى قرار مىگيرد و هميشه با پيگيرىها و بررسىهاى بيشتر و استفاده از ابزارآلات دقيق‌تر ، نتيجه اين نوع مطالعات دگرگون مىشود . پس آن چيزى كه در گذشته علمى بوده امروز جهل و خرافه ناميده مىشود و اين وضعيت همچنان ادامه دارد . به‌هرروى امام عليه السّلام در اين خطبه به موضوع اصل كره زمين و پيدايش آن نپرداخته و اشاره‌اى به حالات آن پس از آفرينش دارد .

--> ( 1 ) . نك : تفسير الكاشف : ذيل آيه 27 سوره فصّلت .