محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
30
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كه آنها را به قتل رسانده يا به دار كشند و يا دست و پايشان را يكى در ميان ببرند و يا به نفى و تبعيد از سرزمين صالحان دور كنند . اين ذلت و خوارى عذاب دنيوى آنها است و اما در آخرت به عذابى بزرگ گرفتار خواهند شد . » « 1 » كسى كه در پى حق بوده و به دليل وجود شبههاى از راه حق منحرف شود و بدون انگيزه عامدانه به باطل گرايد مانند كسى نيست كه از آغاز در پى باطل بوده و به آن دست مىيابد . در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز آمده است كه حدود الهى در موارد وجود شبهه ، اجرا نمىشود . « 2 » اما كسى كه عامدانه در پى باطل بوده و با شمشير به دفاع از آن برخاسته و سپاهيانى را براى جنگ با حق بسيج كرده و در دين بدعت گذاشته و پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را تكذيب كرده است ؛ چنين كسى معذور نيست و معاويه از اين دسته است . او به ريختن خون بيگناهان و جنگ با امام بر حق بسنده نكرد ، بلكه ناسزا بر امام عليه السّلام را نيز بر منابر رواج داد . ابن ابى الحديد از واقدى گزارش مىكند كه معاويه در بين اهل شام چنين خطبه خواند : « پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به من گفت كه تو پس از من به خلافت خواهى رسيد . پس به سرزمين مقدس برو كه در آن ، اولياء الهى هستند و من شما را برگزيدم . پس ابوتراب را نفرين كنيد . » و همه چنين
--> ( 1 ) . إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ مائده / 5 : 33 . ( 2 ) . « الحدود تدرأ بالشبهات » المبسوط ، سرخسى : 7 / 98 ؛ الخلاف ، شيخ طوسى : 2 / 146 ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 74 .