محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

297

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

حالت ديگر منتقل شده تا زمان مرگشان فرامىرسد . . . هدف از اين نظام ، از ديدگاه فلسفه هندى ، ابراز عظمت خداوند در قالب موجودات زنده است . برخى از علماى كلام گفته‌اند مصلحت اين نظام به خود مخلوقات باز مىگردد . « 1 » ( المنشئ أصناف الأشياء بلا رؤيّة فكر آل إليها و لا قريحة غريزة أضمر عليها و لا تجربة أفادها من حوادث الدّهور و لا شريك أعانه على ابتداع عجائب الامور فتمّ خلقه بأمره و أذعن لطاعته و أجاب إلى دعوته لم يعترض دونه ريث المبطئ و لا أناة المتلكئ ) ذات خداوند ، همان‌گونه كه سببى كافى براى وجودش است ، سببى تام براى فيض و آفرينشش نيز هست . خداوند هرگاه بخواهد ، بدون واسطه مىآفريند ؛ هرچه كه باشد و آيا مگر ممكن است كسى كه آفريده‌ها را از هيچ آفريده ، در آفرينش اشيا از چيزى بهره بگيرد ؟ ! ( فأقام من الأشياء أودها و نهج حدودها ) خداوند موجودات را به‌طور كامل آفريده و به اقتضاى حكمت منافع آنها را در اختيارشان قرار داده و مفاسد را از آنان دور ساخته است . ( و لاءم بقدرته بين متضادّها ) خداوند بين امور متضاد انسجام برقرار كرده كه نمونه بارز آن در جمع بين روح و بدن ديده مىشود . هر يك از آن دو با وجود فاصله بسيارى كه از هم دارند و نيز طبيعت و آثارشان متفاوت است ؛ اما هر يك بر ديگرى تاثير متقابل دارند . خداوند همچنين بين محبت و كينه ، رافت و خشونت ، اندوه و شادى جمع كرده و همه آنها در آدمى پديد مىآيند . ( و وصل أسباب قرائنها ) « قرائن » جمع « قرين » است و به نفس و دوست و همراه

--> ( 1 ) . دايرة معارف القرن العشرين : 2 / 161 ؛ موسوعة الأديان فى العالم ، الديانات القديمة : 92 .