محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

280

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كمك خواسته اصرار كند ، برآشفته مىشويم . چرا كه ما خود نيازمنديهايى داريم و به رفع آنها مشغوليم و به نيازمندىهاى ديگران توجهى نداريم . اما خداوند ، خود از هر چيز ديگرى بىنياز است و بلكه به همه چيزها روزى مىدهد . ( فانظر أيّها السّائل فما دلّك القرآن عليه من صفته فائتمّ به و استضئ بنور هدايته ) فرقى بين اسما و صفات خداوند نيست ، زيرا همه آنها عين ذات او هستند . چه اينكه ، اسم از « سمة » به معناى علامت گرفته شده است ؛ از ظاهر كلام امام عليه السّلام برمىآيد كه اسما و صفات خداوند ، موقوف « 1 » هستند و نمىتوان هيچ اسم و صفت جديدى براى خداوند به‌كار برد . اما به‌نظر مىرسد به‌كار بردن هر واژه‌اى كه سزاوار عظمت و بزرگى خدا است ، براى او ايرادى ندارد ؛ هر چند اين واژه در قرآن به‌كار نرفته باشد . بنابراين ، منظور امام عليه السّلام از تعبير « فما دلّك القرآن عليه » ، نهى از به‌كار بردن صفاتى براى خدا است كه سزاوار بزرگى و مقام وى نيست . ( و ما كلّفك الشّيطان علمه ممّا ليس في الكتاب عليك فرضه و لا في سنّة النّبيّ و أئمّة الهدى أثره فكل علمه إلى اللّه سبحانه فإنّ ذلك منتهى حقّ اللّه عليك ) منظور از شيطان هرگونه گمراه‌كننده‌اى است . مؤمن بايد باور داشته باشد ، هرچه در قرآن و سنت آمده ، به خدا نسبت داده مىشود و هرچه غير از آن ، به شيطان نسبت داده مىشود يا آن كه از زمره مباحات اس كه درباره آن از انسان سؤال نمىشود . در خصوص اسماء و صفات خداوند ، بايد در جايى كه قرآن

--> ( 1 ) . منظور آن است كه تنها اسماء و صفاتى را كه در قرآن آمده‌اند ، مىتوان براى خدا به‌كار برد .