محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
274
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فانظر أيّها السّائل فما دلّك القرآن عليه من صفته فائتمّ به و استضئ بنور هدايته و ما كلّفك الشّيطان علمه ممّا ليس في الكتاب عليك فرضه و لا في سنّة النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله و أئمّة الهدى عليهم السّلام أثره فكل علمه إلى اللّه سبحانه فإنّ ذلك منتهى حقّ اللّه عليك ( 3 ) و اعلم أنّ الرّاسخين في العلم هم الّذين أغناهم عن اقتحام السّدد المضروبة دون الغيوب الإقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب فمدح اللّه اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما و سمّى تركهم التّعمّق فيما لم يكلّفهم البحث عن كنهه رسوخا فاقتصر على ذلك و لا تقدّر عظمة اللّه سبحانه على قدر عقلك فتكون من الهالكين . ( 4 ) » ترجمه ستايش خدايى را سزاست كه نبخشيدن بر مال او نيفزايد ، و بخشش او را فقير نسازد ، زيرا هر بخشندهاى جز او ، اموالش كاهش يابد و جز او هر كس از بخشش دست كشد مورد نكوهش قرار گيرد . اوست بخشنده انواع نعمتها و بهرههاى فزاينده و تقسيمكننده روزى پديدهها ، مخلوقات همه جيرهخوار سفره اويند كه روزى همه را تضمين ، و اندازهاش را تعيين فرمود . به مشتاقان خويش و خواستاران آنچه در نزد اوست راه روشن را نشان داد ، سخاوت او را در آنجا كه از او بخواهند ، با آنجا كه از او درخواست نكنند ، بيشتر نيست . خدا اوّلى است كه آغاز ندارد ، تا پيش از او چيزى بوده باشد و آخرى است كه پايان ندارد تا چيزى پس از او وجود داشته باشد . مردمك چشمها را از مشاهده خود بازداشته است . زمان بر او نمىگذرد تا دچار