محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
270
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
سخت كيفر است . » « 1 » نكته جالبى از فيلسوفى معاصر خواندم : « انسان مومن براى نعمتهايى كه به او داده است سپاس خدا را مىگويد ؛ در حالى كه اين سپاس نوعى وقاحت و پررويى و خودخواهى است ؛ چرا كه منظور از اين نوع شكرگويى و سپاسگذارى آن است كه خداوند كسان ديگرى كه از اين نعمت برخوردار نيستند را دوست ندارد و بنابراين آنها را محروم كرده است . . . » سخن اين فيلسوف در صورتى درست است كه منظور مؤمن از اين نوع سپاسگويى ، آن باشد كه او فقط از اين نعمت برخوردار است و خداوند ديگران را محروم كرده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيد مردى مىگويد : خدايا ! مرا رحم كن و محمد صلّى اللّه عليه و آله را رحم كن و به كس ديگرى غير از ما دو تا رحم مكن . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : « تو نعمت گستردهاى را محدود خويش ساختهاى ! » « 2 » ( قاهر من عازّه ) عزت تنها از آن خداوند است و هيچ آفريدهاى جز از راه ديندارى و فرمانبردارى خدا به چيزى از آن دست نمىيابد . كسى كه براى خويش به دروغ عزت بسازد از زيانكاران است ؛ همانگونه كه فرعون پيش از اين و هيتلر پس از او چنين كردند . ( و مدمّر من شاقّه و مذلّ من ناواه و غالب من عاداه ) مخالفت با او سبب ويرانى و دشمنى با او سبب خوارى و شكست است . ( من توكل عليه كفاه و من سأله أعطاه ) توكل به اين معنا است كه كارهاى خود را با اين باور انجام دهى كه نيرويى پنهان تو را مىبيند و زمزمههايت را
--> ( 1 ) . وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ انفال / 8 : 25 . ( 2 ) . « لقد حجرت واسعا » صحيح ابن حبان : 3 / 267 ؛ سنن ترمذى : 1 / 257 ، ح 147 ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 176 ، ح 529 .