محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
263
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
با راههاى گشوده ، نه درهاى پر پيچوخم ، نه زمين گسترده و نه آفريدههاى پراكنده وجود داشت . خدا پديدآورنده پديدهها و وارث همگان است . او خداى آنان و روزىدهنده ايشان است . آفتاب و ماه به رضايت او مىگردند كه هر تازهاى را كهنه و هر دورى را نزديك مىگردانند . خدا ، روزى مخلوقات را تقسيم كرد و كردار و رفتارشان را برشمرد . از نفسها كه مىزنند و نگاههاى دزديده كه دارند و رازهايى كه در سينهها پنهان كردند . جايگاه پديدهها را در شكم مادران و پشت پدران تا روز تولد و سرآمد زندگى و مرگ ، همه را مىداند . واژهشناسى الرّويّة : تامل در انديشه يا نگاه . رتج و ارتج الباب : در را بست . الرّتاج : درب بزرگ . دجا الليل : شب تاريك شد . ليل داج : شب سياه . سجى البحر : دريا آرام شد . در قرآن آمده است : وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى . « 1 » فجاج : جمع « فجّ » به معناى راهى كه بين دو كوه وجود دارد . المهاد : فرش و بستر . دائبان : پيوسته در حال حركتند . اگر اين كلمه به تنهايى به كار رود ، منظور از آن شب و روز است .
--> ( 1 ) . « سوگند به شب چون آرام گيرد » ضحى / 93 : 2 .